اصولگرايان كه تا پيش از رسيدن به قدرت و پيروزي محمود احمدينژاد، هيچ گاه تصور شكاف را ، حتي به مخيّله خود راه نميدادند، اينك با بحران بزرگي مواجه شدهاند كه خود نيز به بهبود وضع آن اميدي ندارند.
اصولگرايان برخاسته از راست سنتي، گر چه از زمان انتخابات شوراها، بزرگان ديروز خود، كه در مؤتلفه اسلامي و جامعه روحانيت براي پيروزي تلاش ميكردند را كنار گذاشته و از آنها محترمانه خواستند تا فضا را در اختيار جوانترها قرار دهند، اينك و در آستانه انتخابات مجلس هشتم همه توان خود را صرف آن ميكنند تا جزيرههاي از هم دور افتاده اصولگرايي را به يكديگر سنجاق كنند.
شكاف ميان اصولگرايان اگرچه از حوالي انتخابات شوراها در سطح كشور پديدار شد، اما در كرمان از زمان روي كار آمدن دولت نهم قابل پيش بيني بود.
چندي پيش، هنگامي كه دبير حزب مؤتلفه كرمان اعلام كرد اصولگرايان كرماني با هم متحد هستند، سخنگوي ائتلاف رايحه خوش (حاميان احمدينژاد) در پاسخي صريح به اين ادعا اين گمانه را به اثبات رساند كه جفت و جور شدن ائتلاف اصولگرايان كرماني، رويايي است كه بعيد به نظر ميرسد.
اختلافي كه هويدا شد
سفر دكتر محمود احمدينژاد كه قرار بود ابتداي سال 85 به كرمان انجام شود، خود به تنهايي كافي بود تا لغو آن، به عدم رضايت وي از مديريت استان تعبير شود. انگارهاي كه علاوه بر دور از ذهن بودن، زياد هم بياهميت نبود، چرا كه مديريت استان در اختيار طيفي از نيروهاي اصولگرا بود كه كمترين قرابت را با ستاد احمدينژاد داشتند. گروهي از اصولگرايان كه به باهنر(رئيس ستاد لاريجاني در دوره اول انتخابات 84) گرايش داشتند، پس از پيروزي احمدينژاد توانستند با كنار زدن اصولگرايان وابسته به ستاد احمدينژاد، كرمان را مديريت كنند.
اما اين همه ماجرا نبود چرا كه از يك سو محمدرضا باهنر نقش مثبتي در راي اعتماد مجلس به وزراي احمدينژاد ايفا ميكرد و اين براي شخص رئيس جمهور اهميت فوق العاده اي داشت و از سوي ديگر همسنگر رئيس جمهور در دوران دفاع مقدس و عضو ارشد ستاد احمدينژاد در كرمان در زمره افرادي قرار ميگرفت كه نظر مساعدي نسبت به مديريت استان ندارد.
همه اين موارد اما به سفر احمدينژاد ختم شد. سفري كه در آن بيشترين سود را حاميان احمدينژاد بردند. طرح شعارهايي عليه مديريت استان در مراسم استقبال از رئيس جمهور و يا در نشست ايثارگران نشان داد كه حاميان رئيس جمهور نسبت به تحولات استان چندان هم بي تفاوت نمانده اند. از همين رو به هر شكل ممكن اعتراض خود را به گوش عاليترين مقام اجرايي كشور رساندند.
اصولگرايي عليه اصولگرايي
اصولگرايي در كرمان عقبه چنداني ندارد، حتي اگر به اين جبهه نام افرادي مانند محمدرضا باهنر و ثمره هاشمي را اضافه كنيم، نميتوان گفت كه اين مجموعه در تحولات سياسي استان نقش تأثيرگذاري را ايفا كرده است.
محمدرضا باهنركه چهره اصلي اصولگرايان كرماني است، پس از سالها جلاي وطن، در شرايطي به صحنه سياسي استان بازگشت كه فضاي عمومي جامعه به نفع جناح مخالف اصلاح طلبان تغيير مسير داده بود.
در همين ايام قرار بود يكي ديگر از چهرههاي اصولگرا پا به عرصه انتخابات بگذارد اما به هر دليل نتوانست از فيلتر شوراي نگهبان عبور كند. همين موضوع كافي بود تا اختلافات ميان جوانان اصولگرا و طيف باهنر را دامن بزند، زيرا رد صلاحيت كانديداي اصولگرايان جوان در ميان فعالان سياسي به باز شدن راه باهنر براي حضور در مجلس تعبير شد. شايد به همين دليل بود كه نام محمدرضا باهنر هيچ گاه در ليست آبادگران قرار نگرفت و اصولگرايان جديد از او حمايتي نكردند.
در آستانه انتخابات رياست جمهوري اما هنگامي كه محمدرضا باهنر رئيس ستاد انتخابات نامزد اصولگرايان سنتي (جبهه پيروان) شد، باهنر ترجيح داد در استان كرمان دوستان وي ستاد لاريجاني را هدايت كنند و ستاد احمدينژاد را همانهايي اداره كردند كه دل خوشي از روند جاري در جبهه اصولگرايان نداشتند.
كار كه به مرحله دوم انتخابات كشيده شد تشكيلات باهنر از هيچ كدام از نامزدهاي مرحله دوم (هاشمي و احمدينژاد) حمايت نكرد، اما شخص باهنر با برگزاري مراسمي حمايت خود را از احمدينژاد اعلام كرد تا اگر احمدينژاد پيروز شد حرفي براي گفتن داشته باشد واگر هاشمي به قدرت رسيد چندان مغبون نشود ودر هر دوصورت نقش مؤثري را ايفا كند.
اين موضوع اگرچه مورد انتقاد برخي از حاميان احمدينژاد قرار گرفت اما با پيروزي احمدينژاد عملاً سكان هدايت مديريت استان به دست باهنر افتاد.
حامي بزرگ
هنوز چند ساعت به سفر احمدينژاد به استان كرمان مانده بود و از شعارهاي تند و تيز عليه استاندار خبري نبود، باهنر كه بيش از آنكه نماينده كرمان خطاب شود، نايب رئيس مجلس ناميده ميشود، به خبرگزاري فارس گفت كه از استاندار كرمان رضايت دارد. او همچنين شايعه تغيير استاندار را رد كرد و گفت: رئوفينژاد از استانداران موفق كشور بوده است.
رقابت سوم
در اين شرايط كه اصولگرايان عليه اصولگرايان شعار ميدهند، يك رقابت ديگر ميان اصولگرايان جوان با اصولگرايان سنتي (راست) آغاز شده است. اين رقابت به اندازه 2 رقابت ديگر شفاف نيست و نميتوان با قاطعيت اعلام كرد كه كدام طيف پيروز ميشوند؛ چون تكليف اين رقابت را لابيها و مذاكرات پشت پرده 2 گروه از اصولگرايان مشخص ميكند.حال بايد ديد هيئت دولت كدام را انتخاب ميكند :حاميان دولت در كرمان يا حامي دولت در مجلس.
در عين حال سخنان قاطع رئوفي نژاد در جلسه شوراي اداري استان حكايت از آن دارد كه رئوفينژاد در كرمان ماندني است و اين معنايش اين است كه برگ برنده همچنان در دست باهنر باقي مانده است.
اين مطلب با عنوان برگ برنده دست كيست؟ در نشريه عصر ظهور منتشر شد.

اين روزها نيروي انتظامي سفت وسخت مشغول ارشاد دختران وزنان بد حجاب است.
در اين خصوص نكته ها گفته وشنيده شده است. شايد به نظر بسياري مانند دوستان انصار حزب الله كار فرهنگي براي مقوله بد حجابي قديمي شده باشد اما گريزي از اين موضع نيست.
اخيرا معاونت راهنمايي و رانندگي طرحي را تحت عنوان هميار پليس اجرا كرده است كه در آن كودكان نقش پليس را بازي مي كنند و به زيبايي وشيريني كودكانه جلوي تخلفات بزرگترهاي خود را مي گيرند.آماري از كاهش تخلفات در اين خصوص در دست نيست.اما اين نمونه اي از يك حركت فرهنگي است.حركتي كه شايد 1000 مامور قبض جريمه بدست از پس آن بر نمي آمدند.
حال بايد ديد طرح مبارزه با بدحجابي چقدر مي توانند به حل اين مسئله كمك كند.
محمدرضا نژادحيدري:مجلس شوراي اسلامي اخيرا طرحي را به تصويب رساند كه بر مبناي آن 7 طول عمر خود را افزايش داد و 4 ماه از عمر دولت كاست تا انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي به همراه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به صورت همزمان برگزار گردند.
صرف نظر از ماهيت غير قانوني اين مصوبه كه برخلاف اصول مسلم قانون اساسي مي باشد بايد بررسي نمود كه چرا مجلس مصوبه اي برخلاف قانون اساسي را به تصويب رساند.
طي چند روز گذشته سخناني از محمدرضا باهنر نايب رييس مجلس شوراي اسلامي و رييس فراكسيون اصولگرايان منتشر شد كه در آن پيش بيني كرده بود كه تعداد زيادي از اصولگرايان مجلس در انتخابات بعدي راي لازم را كسب نمي كنند. وي البته در همين اظهار نظر سخناني بر زبان راند كه بيشتر به يك تعارف سياسي شباهت داشت .وي اعلام كرد كه حاكميت در مجلس هشتم در اختيار اصولگرايان است.
با توجه به اين سخنان بايد ببينيم چه دليلي داشت كه مجلس مدعي اصولگرايي با زير پا گذاردن قانون اساسي طرحي را به تصويب برساند كه برمبناي آن چند ماه عمر خود را افزايش دهد.
انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي كه با حذف نيروهاي اصلاح طلب منجر به تشكيل مجلس هفتم گرديد گامي بزرگ براي اصولگريان تلقي مي شد.زيرا در پناه آن و در پرتو مصوباتي كه رنگ وبوي تبليغاتي داشت مي توانستند نسبت به موفقيت در انتخابات رياست جمهوري خوشبين باشند.
بر همين اساس آنها با استفاده از موقعيت ايجاد شده ضمن تخريب اصلاح طلبان از طريق نطق هاي پيش از دستور و يا استيضاح برخي وزيران سعي داشتند به جامعه اين پيام را انتقال دهند كه اصلاح طلبان توان اداره جامعه را ندارند واين اصولگرايان هستند كه به مي توانند كشتي پر تلاطم ايران(به زعم خودشان) را به ساحل آرامش برسانند.
انتخابات 27 خرداد 84 نتوانست اصولگرايان مستقر در مجلس را راضي كند و انتخاب محمود احمدي نژاد اگر چه خواسته قلبي آنها نبود اما به هر حال حضور يك نيروي اصولگرا كه مورد قبول اكثر اصولگرايان نيست به مراتب بهتر از يك رييس جمهور اصلاح طلب است.
با روي كار آمدن محمود احمدي نژاد و در نتيجه افزايش مشكلات اقتصادي،بي تدبيري در مسايل سياست خارجي و... اصولگرايان را نسبت به آينده خويش نگران كرده است.چه اينكه حمايت هاي بي حساب وكتاب مجلس از دولت و محدود كردن نمايندگان در انجام وظايف نمايندگي كه باعث شده صداي اصولگراياني مانند عماد افروغ ،خوش چهره و علي زادسر در اعتراض به مديريت مجلس در آيد .چرا كه آنها علي رغم فتح پله پله قدرت نتوانستند مردم را از خود راضي نگه دارند.
با اين وجود انتخابات مجلس هشتم يك گذر گاه مهم براي اصولگرايان به شمار مي رود.چرا كه نتايج انتخابات شوراها از فاصله گرفتن مردم از اصولگرايان حكايت داشت و اين پيام خوبي براي اصولگرايان نبود .زيرا تا زمان برگزاري انتخابات مجلس هشتم (زمستان 86) وافزايش مشكلات هيچ نقطه اميدي براي نيروهاي اصولگرا باقي نمي ماند و احتمال اينكه مجلس هشتم در اختيار اصلاح طلبان قرار بگيرد بسيار زياد است.تشكيل مجلس اصلاح طلب دراين شرايط و اوج نارضايتي مردم از وعده هاي عمل نشده رييس جمهور احمدي نژاد مي تواند انتخابات سال 88 رياست جمهوري را تحت الشعاع قرار داده و زمينه پيروزي اصلاح طلبان را در انتخابات رياست جمهوري آينده فراهم كند.
شايد برهمين اساس است كه مجلس تصميم گرفت تا با تصويب طرح هم زماني انتخابات مجلس ورياست جمهوري دو هدف را دنبال كند.
1-در اين فاصله با افزايش مصوباتي كه جنبه پوپوليستي دارد ذهن مردم هدف قرار دهد و توجه آنها را به خود جلب كند.
2-از تشكيل مجلسي كه در اختيار اصلاح طلبان باشد خودداري كند و با همزماني انتخابات رياست جمهوري ومجلس مثلا راه را براي اصلاح طلبان دشوار نمايد.
حال بايد ديد شوراي نگهبان اين مصوبه مجلس را تاييد مي كند يا خير.شواهد كه اين موضوع راتاييد نمي كند.
داشتم آخرين سطر از يادداشتم در مورد مسعود ده نمكي را تايپ مي كردم كه خبر نا گواري را شنيدم.خبري كه مشابه آن را نزديك به چند ماه پيش شنيده بودم:
فاطمه جهانگرد شاعر معاصر كرمان در گذشت
خيلي متاثر شدم .چند صباحي است كه دست فلك لباس سياه را به تن جامعه ادبي كرمان مي پوشاند.پس از مهدي قهاري و دكتر برومند سعيد اينك نوبت به فاطمه جهانگرد رسيد.
هرچه به ذهنم فشار آوردم نتوانستم از اشعار وي قطعه اي را به ياد بياورم از همان دوستي كه خبر را به من گفت كمك گرفتم:
مرشد بنواز ناي بيداري را
در هوي بزن تو هاي بيداري را
صدر ره به همايون زدي اما امروز
در شور بزن نواي بيداري را
روحش شاد يادش گرامي باد
