نمي دانم ديشب سخنان مهم رياست جمهوري را در نشست مشترك دولت واستاندار شنيديد يا نه .واقعا از اينكه آقاي احمدي نژاد اينقدر عاميانه كه نه ... حرف مي زند تعجب كردم .راستي به كار بردن واژه هايي ما نند الاف اولوف ،گردن كلفت ،زير آبي ميرم ،بيخود كردي و... ، در يك جلسه عمومي چه معني دارد؟به راستي چه فاصله است بين خاتمي واحمدي نژاد.
یکسال از دومین مرحله انتخابات ریاست جمهوری سپری شد ودر این یکسال دولتی با «شعار آوردن پول نفت برسر سفره هاو اجرای عدالت» روی کارآمد.یکسال پس از این انتخاب این سوال هنوز وجود دارد که چرا جایگاه محمود احمدی نژاد دربین نیروهای اصولگرا شفاف نیست.
اصولگرایان سعی می کنند وی را بصورت کلی متعلق به خود ویا «خودی» بدانند. امااختلاف نظرها در بین آنها ،یکسال پس از انتخابات رخ نموده است.اختلافاتی که شاید می شد آنرا پیش بینی کرد.
محمود احمدی نژاد سال گذشته در برابر اکبر هاشمی رفسنجانی پیر وپیشکسوت سیاسیت ایران با اختلاف رایی 6 میلیونی پیروز شد وراهی ریاست جمهوری شد.او راهی را رفت که تاکنون هیچ اصولگرایی در آن قدم نگذاشته است.حضور احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری آغاز عصر حاکمیت یکپارچه محسوب می شود.یکپارچگی ویکدستی ای که به مذاق خیلی ها خوش آمد وبنابراین برای اولین بار پس از انقلاب دولت ومجلس وقوه قضاییه یکدست ویا اصطلاحا «خدمتگزار» شدند تا اصولگرایان با خیالی راحتر مرکب راهوار قدرت را برانند ودست انداز های فراوانی را پشت سر بگذارند والبته شاید هم نتوانند!
محمود احمدی نژاد بر اساس گفتمان، اصولگرای با صفت رادیکال محسوب می گردد. اما این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثار گران زیاد دوست ندارد که خود را وابسته حزبی اصولگرایان بدانند چه اینکه سال گذشته نیز در نشست اصولگرایان حاضر نشد.وهمان روز عده ای به این نکته صحه گذاردند که احمدی نژاد با اصولگرایان شناسنامه دار فاصله گرفته است.
در مرحله اول انتخابات این علی اردشیر لاریجانی بود که کاندیدای رسمی نیروهای اصولگرا شد وبا کمتر از دومیلیون رای به مرحله دوم نرسید.در مرحله دوم نیز شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تصمیم گرفت رسما از محمود احمدی نژاد حمایت نکند و هردو رقیب را اصولگرا بپندارد.
بهر روی هرچند یک اصولگرا در انتخابات پیروز شد اما اختلافات پوشیده نماند.تا جاییکه امیر محبیان تئورسین جناح راست بر این عقیده است که:« در انتخابات ۸۴ نوعى انشقاق كه از اختلافات تشكيلاتى شروع شده، به صورت كامل بروز كرد و عملاً باعث شد كه دو جريان اصولگرا در مقابل هم قرار گيرند؛ ولى در نهايت جريان سومى پيروز شد كه شايد از آن غافل بودند.»
بر همین اساس به اتفاقات روی داده قبل از انتخابات اشاره میکند: «جريان موسوم به اصولگرايان سنتى كه احزاب و گروه هاى مختلفى را دربرمى گرفت، در دوران انتخابات طى فرآيندى كه نمود خارجى اش هم دموكراتيك بود، نهايتاً به معرفى و حمايت از دكتر على لاريجانى رسيدند و از همين جا جريان ديگرى كه در جبهه اصولگرايان وجود داشت، به شكلى از سنتى ها جدا شد و به قاليباف رسيد. اين جريان همان ايثارگران و آبادگران بودند. آبادگران محصول اصولگرايان سنتى بود، ولى ايثارگران تشكيلاتي جدى بود كه از ابتدا وجود داشت و فعاليت هاى خود را پيگيرى مى كرد.»
او بر این عقیده است :« در رقابت ميان لاريجانى و قاليباف، نهايتاً آنچه رخ داد، پيروزى دكتر احمدى نژاد بود كه از يك سو پا در جمعيت ايثارگران داشت و به عنوان عضو شوراى مركزى آن محسوب مى شد و از سوى ديگر پا در جامعه اسلامى مهندسين داشت كه به عنوان جريان سنتى اصولگرا به حساب مى آمد.»
سردبیر روزنامه رسالت به نحوه جمع آوری رای توسط احمدی نژاد اشاره میکند:« با همه اينها احمدى نژاد با روش و متد ويژه خود يعنى "ارتباط با توده ها" توانست خارج از بدنه اجتماعى شوراى هماهنگى و احزاب مختلف، يك ساختار نامرئى را تعريف و توده ها را به سمت خود جذب کند و نهايتاً پيروز شود»
شاید حرکت با یک «ساختار نامریی» باعث این شد که:« پیروزی احمدی نژاد در انتخابات طبيعتاً مطلوب ترين نتيجه مورد نظر گروه هاى سنتى و ايثارگران نباشد، چون كانديداى قطعى آنها تلقى نمى شد»
امیر محبیان درگفتگوی خود با "روز" چهار جریان را در بین نیروهای اصولگرا بر میشمارد. یک جریان نیروهای سنتی اصولگرا جریانی هم جمعیت ایثار گران و جریان سوم توده های حامی احمدی نژاد وجراین چهارم هم حامیان منتقد: "جريان دوم هم جمعيت ايثارگران است كه فعاليت هاى خاص خود را دارد. جريان سوم نيز توده هاى درون اصولگرايان هستند كه گرد دكتر احمدى نژاد جمع شده اند. البته دو جريان قبلى هم عليه احمدى نژاد نيستند و تلاششان هم اين است كه از او حمايت كنند ولى به هر صورت اين صف بندى ها وجود دارد. او اضافه می کند:اگر كمى دقيق تر نگاه كنيم، جريان چهارمى هم هست كه ضمن حمايت از احمدى نژاد، برخى بحث هاى روشى دارد. اين جريان، نگاهى نو و مدرن به قضايا دارد و اگر چه در گرايش هاى كلى با آقاى احمدى نژاد همراه است ولى با نگاه انتقادى.
اما از سویی مریم بهروزی نظر دیگری می دهد.او معتقد است که" آقاي احمدينژاد با حمايت احزاب و شوراي هماهنگي به رياستجمهوري رسيد.'
دبير كل جامعه زينب(س) اضافه میکند: كميتهاي كه از سوي شوراي هماهنگي انتخاب شده بود تا يك كانديداي واحد از ميان افراد مطرح شده را انتخاب و ديگر افراد را به حمايت از يك نامزد ترغيب كند، موفق نبود؛ به همين دليل، شوراي هماهنگي با چهار كانديدا به عرصهي انتخابات نهم رياستجمهوري پا گذاشت.
عضو شوراي مركزي جبهه پيروان خط امام و رهبري افزود: مردم در انتخابات رياستجمهوري نهم به كانديداي حزبي و نه يك فرد، راي دادند.
وي با بيان اينكه احمدينژاد جزو كانديداهاي شوراي هماهنگي بود و پس از اعلام نتايج اين شورا اعلام كرد كه در گام سوم هم موفق بودهاند، گفت: آقاي احمدينژاد با حمايت احزاب و شوراي هماهنگي به رياستجمهوري رسيد؛ يعني شوراي هماهنگي در گام اول او را پيروز و شهردار تهران كرد و سپس او در انتخابات رياستجمهوري با حمايت اين شورا به پيروزي رسيد؛ بنابراين مردم ايران به يك فرد راي ندادند؛ زيرا اگر حمايت احزاب، شوراها و شوراي هماهنگي نبود، كسي ايشان را نميشناخت و قطعا رييسجمهور نميشدند. اما در سوی دیگر ماجرا مشاور رییس جمهور در گفتگویی با ایسنا اعلام کرده که احمدی نژاد دیدگاه حزبی نداشته است.
اگرچه این تفاوت اظهر نظر در حالی روی می دهد که تنها یکسال از انتخابات می گذرد شاید بتوان امیدوار بود که در دومین سالروز سوم تیر حرفهای دیگری هم شنید.
